خرید بک لینک
 

رگِ خواب رو ديدم

تنهايي ها و استيصالِ يك زن ، كه دلش تكيه گاه و حامي ميخواد ، كسي دوستش داشته باشه ، كسي كه بودنش براش مهم باشه ، كه دلش بخواد كنارش راحت و بي دغدغه آروم بگيره .
اينا عجيب نيست ، اينا روياهايِ اكثرِ خانومهاست .
كه باعث ميشه دل ببندند به آدمي كه برايِ بودنشون تلاش ميكنه . ولي غافل از اينكه اين تلاش براي داشتن ، براي ارتباط فقط تا زماني دوام داره كه مطمئن نباشند از بودن ِ طرف . كافيه بفهمند رسيدن به اونجايي كه ميخواستند ، كافيه بدونند طرف رو وابسته ي احساسي ِ خودشون كردند ، شروع ميكنند به تحقير ، به نبودن ، به بي اهميتي و فراموش ميكنند تمامِ وقتهايي كه صرفِ بودنِ همين شخص كردند .

من فيلم رو ميفهمم . من تحقيرِ مينا رو وقتي كامران داره بهش ميخنده ، ميفهمم .

من فيلم رو ميفهمم . وقتي كامران برنامه ميگذاره و سرِ هيچ كدوم نميرسه .
من فيلم رو ميفهمم . وقتي بعد از هر كوتاهي زبون ميريزه براي برطرف كردنِ ناراحتي ، كه باز دروغ ميگه و ادامه ميده دروغ هاش رو

من فيلم رو ميفهمم . وقتي مينا با همه ي تحقير هايي كه شده باز تلاش ميكنه براي بودنِ كامران تو زندگيش .

من ميفهمم وقتي داد ميزنه كه نياز داره به تعريف كردنِ كسي ، كه نياز داره كسي بهش بگه خنده هاش قشنگه .
كه شاكيِ ، كه عصباني ِ از اينكه ناچار براي جلبِ توجه كسي شيك بپوشه و ... و ... و ...

رگِ خواب حميدِ نعمت الله و بازيِ ليلا حاتمي كه لحظه لحظه ي حالشو انتقال ميده .

كاش تموم ميشد اين قصه هاي تلخ . كاش روياهايِ آدم محقق ميشد . يه نفر ميامد عاشقِ آدم ميشد و همه ي زندگي ِ آدمها پر از حسِ خوب بود ، حسي كه مينا تا دقايق ٣٨ فيلمِ رگِ خواب داشت .

كاش آدمها از هم خسته نميشدند . كاش فكر نميكردند بعدي جذاب تر از ايني ه كه هست .

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:49

صفحه بندی